حسن سيد اشرفى

45

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى )

477 - چرا در بيان مرجع نزاع در مفهوم داشتن جملهء شرطيّه گفته شد آيا جمله شرطيّه دلالت بر انتفاء نوع حكم در صورت انتفاء شرط مىكند يا نه ؟ و تعبير به نوع حكم شد « 1 » و اقوال در مفهوم داشتن جملهء شرطيّه چه بوده و نظر مصنّف چيست ؟ ( و انّما قلنا « نوع الحكم » . . . تدلّ على الانتفاء عند الانتفاء ) ج : مىفرمايد : اينكه تعبير به نوع حكم كرديم به اين جهت است كه شخص هر حكمى در

--> بوده مىباشد تا مفهوم داشته باشد يا داراى چنين خصوصيتى نيست ؟ البته اين خصوصيت يعنى انتفاء عند الانتفاع متوقّف بر مقدّماتى است كه در بحث بعدى بيان مىشود . ( 1 ) - در جملات شرطيّه دو نوع حكم وجود دارد : الف : شخص حكم ب : نوع حكم . بنابراين در جمله « إن جاءك زيد فاكرمه » : الف : شخص حكم : عبارت از وجوب اكرامى است كه متوقّف بر مجىء مىباشد . قطعا با منتفى شدن موضوع و شرط كه مجىء بوده مثل آنكه مجىء محقّق نشود ، اين حكم هم منتفى مىشود . به عبارت ديگر شخص حكم مانند سلب حكم به انتفاء موضوع مىباشد . در اينجا نيز موضوع شخص حكم عبارت از مجىء زيد بوده و وقتى موضوع منتفى شود ، حكم هم منتفى خواهد شد . حتّى اگر جمله شرطيّه مفهوم داشته باشد . ب : نوع يا سنخ حكم : عبارت از مطلق وجوب اكرام مىباشد . يعنى زيد را مىتوان در فرض‌هاى مختلف اكرام كرد . وجوب اكرام كه هريك از اين فرضها مصداقى از آن بوده را نوع يا سنخ حكم گويند . در مفهوم داشتن قضيه شرطيّه يعنى دلالتش بر انتفاء عند الانتفاء نيز نوع يا سنخ حكم منظور است . يعنى وقتى شرط منتفى شد آيا در هيچ فرض ديگرى ، وجوب اكرام براى زيد نخواهد بود يا مىتواند در فرض ديگرى باشد . به گونه‌اى كه اگر گفته شود جمله شرطيّه مفهوم دارد يك حكم عام بتوان استخراج كرد و گفت : اكرام زيد در همه شرايط جايز نيست مگر در صورت آمدنش . حال اگر مولى در جايى ديگر بگويد « ان كان زيد جالسا فاكرمه » در واقع اين كلام ، مخصّص آن حكم عام خواهد بود . ولى اگر گفته شود جمله شرطيّه مفهوم ندارد . مخصّص آن حكم عام نخواهد بود .